9/24/2017

کمی اختلاط و میان برنامه: آگهی تبلیغاتی

اول. خواستم برای بار چندم از شماهایي که مرا میخوانید تشکر کنم. این وبلاگ به طور متوسط روزی از هفتاد/هشتاد تا سیصد/چهارصد و گاهی هفتصد بازدید دارد که در روزگار رکود وبلاگ نویسی و وبلاگ خواني به نظرم خیلی هم رقم خوبی است.من کامنتها، پیغامها و ایمیل هایتان را میخوانم. چه به تک تک پاسخ بدهم و چه نه، همه را نگه میدارم. قبلش به کنار، از سال دوهزار و نه تا الان که در بیست و پنج نوامبر نوشته ام، پيغامهايش را در فایل مربوط به خودش نگهداری کرده ام و عزیز داشته ام. این یعنی که خیلی قدردان همراهی شمايي هستم که دائم یا گذری یا حتی اتفاقی مرا خوانده اید و ميخوانيد.

پس از مدياي وبلاگ که آدمهای مهمی در زندگیم را به من هدیه داد در حقيقت، چندان از حضورم در جامعه دیجیتال خیری ندیدم. اوجش گودر بود که زمانی همه فعالیت دیجیتال مرا در بر می گرفت. به نظرم معتادش بودم. و بعدها بارها به خودم گفتم کاش به جایش زبان فرانسه ام را تکمیل می کردم یا بیشتر میرفتم استخر. دو سال است که در فیس بوک چندان فعال نیستم. بیشتر خبرها را میخوانم و اسکرول میکنم و می گذرم. صفحه مختصر و گمنامی هم در اينستاگرام دارم. خیلی گزیده و غیرواقعی است. همه آنجا خوشبخت و عاشق و تمیز و شاد و درخشان و موفقند در حالیکه دنیای واقعی را گند گرفته. این است که نان و آب روحم را تامین نمیکند. وقت اضافه بیاید، آنجا عکس نگاه ميکنم. صرفا سرگرمی است و بس. اساس زندگی من در اینترنت، توی وبلاگم است هنوز. بخوانید دلم از آن دلهای قدیمی است...
وبلاگم مدتهاست که فیلتر است و همواره تف بر سانسورچی. میدانم که اغلب شما چه ساکن ایران و چه ساکن هر جای دیگر، مرا از روی فيدخوان پی می گیرید. به توصیه دوستی که ساکن ایران است، برای سهولت کار دوستان ساکن ایرانم، یک کانال تلگرام باز کردم. در پرانتز، من اعم مطالب تلگرامی را  دوست نداشتم تا الان. از وقتی بخاطر یک گروه خانوادگی تلگرام نصب کردم، خیلی گزيده چند کانال مربوط به موسيقي، کتاب کودک، حقوق زنان و زومبا را دنبال میکنم. خلاصه هنوز قلقش دستم نیامده و مطمئن نیستم باید همه مطالب اینجا را آنجا کپی کنم یا چیز اضافه ای در آنجا بنویسم از روزمره که در وبلاگ لزوما جایش نیست یا چه. فعلا با تنها یک پست قدیمی ام که شخصا دوست ميداشته ام، راهش انداخته ام. آدرسش را می گذارم اینجا. اگر دلتان خواست داشته باشيدش. ارادتمند. بيست و پنج نوامبر.
telegram.me/November25th


1 comment:

Willy Nilly said...

نمیدونم چرا اون قدیما من فکر میکردم اسمت شقایقه :ی

بعدنا توی کامنتا دیدم که بهت میگن سارا :)ی
بعدن ترم که شدی مامان ِ نی نی خانوم خوشگله:*

خلاصه...حالا که کانال دار شدی نکنه یهو نسبت به وبلاگ نامهربون بشی هاااااا :ی